همه چیز عادیه
همه چیز همون جور قبلیه
بجز اینکه امروز طلاهامو میریم بگیریم
اینهفته یکم دیر گذشت خخخخ
چون منتظر بودم یکشنبه بشه برای طلاهام
زیاد هم نیس
ولی چون عوض شده حس خوبی دارم
وافعا دیگه خییییلی تکراری شده بود
چیزای تکراری انرژیمو میگیره
البته همونارو هم چهار سال داشتم که الان دارم عوض میکنم
البته یه چیزی بگم
اگه باردار میشدم اصلا به عوض کردن و تکراری و اینا فکر نمیکردم
اما میدونم یکم بهانه گیر شدم واسه شوهرم نه
واسه خودم
به خودم گیر میدم حرفی هم به شوهرم نمیزنم اما خودش میفهمه
من خییییلی دختر شادو شلوغی بودم
الانم سعی میکنم شاد و شلوغ بودنم رو حفظ کنم اما خب اخرش مثل اول نمیشه
اخرش این شادیا نمایشیه
بهونم فقط بارداریمه
نگرانم
نمیدونم قراره چه اتفاقی بیفته
نمیدونم قراره کی بشه
هیچی نمیدونم
خودم خییییییییلی کمبود بچه رو احساس میکنم
تنها چیزی که خونمون احتیاج داره صدای بچس
تنها چیزی که میتونه منو برگردونه به همون دختر شادو شلوغ قبلی
انتظار خیلی سخته
خیلی
برام دعا کنین
بعد چند سال...ما را در سایت بعد چند سال دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 77