دیگه نمیتونم طاقت بیارم
کاسه صبرم لبریز شده
دیگه نمیتونم تحمل کنم
چقدر جات خالیه مامان جانم
چرا نمیای پس
دوست داری مامانو اذیت کنی؟
دوس داری اینقدرمنتظرت بمونه؟
اجازتو از خدا بگیرو بیا دیگه مامانم
چقدر دلم میخاد باشی و باهات حرف بزنم
چقدر دلم میخاد برات لالایی بگم
چقدرررر دلم میخاد بغلت کنم مامان جانم
تو دلت نمیخاد مامانم؟؟؟؟
تو نمیخای؟
چرا نمیای پس
دوست داری اشک مامانتو ببینی؟
دوست داری بی حوصلگی مامانتو ببینی و نیای؟
شد دوسال و تو نیومدی
شایدم هستی و من هنوز خبر ندارم
جان مامان بیا ..
جان من بیا..
دیگه نمیتونم صبر کنم
دلم میخاد خبر اومدنتو به بابات بگم
اونم دیگه خیلی خوب بوده که تحمل کرده
مامان جانم ما که مشکلی نداریم چرا نمیای عزیزم؟
بیا عزیزم
بیا من با تموم وجودم منتظرتم❤
بعد چند سال...ما را در سایت بعد چند سال دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59